مترجم : حسن احمدي کارشناس مسئول روابط بين الملل شهرداري مشهد
جامعه امن و سالم در شهر آدلايد
مقدمه
سند امنيت اجتماعي شهرداري آدلايد (شهري در جنوب استراليا)، برنامه اي جديد براي پيشگيري از جرم و برقراري امنيت اجتماعي شهري است. اين برنامه بر مبناي عملكرد شوراي محلي مبارزه با جرم آدلايد طرح ريزي شده و شامل ايده آل هاي جامعه سالم و امن (شهري كه عاري از خطر يا آسيب و صدمات بوده و ميزان امنيت در آن رو به گسترش مي باشد) تحت نظر سازمان بهداشت جهاني است.
آدلايد از لحاظ استانداردهاي جهاني شهري نسبتاً امن محسوب شده و شهرداري بر اين باور است كه درك مردم از مسئله جرم و امنيت، تاثيري مهم در تصميم گيري آنان در زمينه مسافرت، سكونت و يا ايجاد اشتغال در اين شهر خواهد داشت. سند امنيت اجتماعي اقدام به تعريف روش هايي جهت ايجاد محيطي سالم براي هر فرد با مديريت كارآمد امور، توسط شهرداري مي نمايد و تضمين مي كند كه تمام اركان جامعه نقش خود را در ايجاد شهر امن ايفا كنند. اين سند به اين واقعيت توجه دارد كه بسياري از عوامل موثر بر امنيت شهري بويژه آن دسته از عواملي كه مرتبط با دلايل وقوع جرم هستند، فراتر از كنترل شورا بوده و در حوزه مسووليت ديگر مؤسسات و سازمان ها قرار مي گيرد.
سند امنيت اجتماعي داراي سه بخش مهم خط مشي ها، معيارها و اهداف مي باشد كه در ادامه به توضيح مختصر هر يك مي پردازيم.
خط مشي ها
اين سند به منظور حفظ انسجام مجموعه اي از خط مشي ها و سياست هاي در حال رشد شورا تدوين يافته و شامل موارد زير
مي شود:
1ـ خط مشي ايجاد هنر و فرهنگ پوياي شهري
2ـ خط مشي توسعه اجتماعي
3ـ پيش نويس طرح ساختار شهري ـ (اين طرح در مورد خيابان ها، ميادين، پارك ها و فضاهاي سبز و بطور كلي محدوده شهر آدلايد مي باشد).
4ـ طرح توسعه شهري آدلايد
معيارها
در توسعه آدلايد به عنوان شهري سالم، معيارهاي ذيل كه از نظر تكامل تدريجي يك شهر بسيار اساسي و مهم هستند در سند امنيت اجتماعي شهرداري در نظر گرفته شده اند:
1ـ مشاركت: همكاري و فعاليت جمعي با گروه ها، سازمان ها و مؤسسات مهم براي حصول نتايج مورد توافق
2ـپيشگيري: برنامه ريزي براي ايجاد آينده اي سالم، امن و در دسترس و وجود روابطي دوستانه بين افراد
3ـمداومت : برآوردن نيازهاي كنوني بدون تضعيف حركت به سوي رفع نيازهاي آينده
اهداف
اين سند، اهداف كلي جامعه سالم را به شرح زير تبيين مي كند:
هدف اول : شهري بدون جرم
به حداقل رساندن ميزان ارتكاب جرم
هدف دوم: شهري مطلوب از لحاظ ايمني و سلامتي :
ايجاد محيطي مطلوب و خوشايند
هدف سوم: شهري فراگير و همه شمول
ايجاد و گسترش جامعه اي كه از مردم آسيب پذير حمايت و نگهداري نمايد.
هدف چهارم : شهري سالم، كاهش خشونت ها و آسيب ها و افزايش ميزان امنيت
در ادامه چهار هدف فوق و نتايج حاصله از هر يك توضيح بيشتري داده مي شود.
هدف اول : شهري بدون جرم
پيشگيري از وقوع جرم تنها به عهده پليس نيست بلكه مسووليت جمعي همه سازمان ها و اشخاص است. بنابراين، رويكردي هماهنگ با مصوبات ، به همراه مشاركت تمام افراد ذينفع براي يافتن راه حلي كلي و فراگير در جهت حصول نتايج مورد اتفاق عموم مورد نياز است. شهرداري مي تواند با ايجاد و بكارگيري روش هاي ابتكاري مانند اقدامات پيشرفته امنيتي، نصب دوربين هاي مدار بسته، بالا بردن سطح آگاهي و توجه عمومي و همچنين تامين روشنايي مناسب، احتمال وقوع و ارتكاب جرم را كاهش داده و با مديريت مكان هاي عمومي و تسهيل در حل مشكلات شهري ، نقشي مؤثر در كاهش وقوع جرم در شهر ايفا نمايد. همچنين شهرداري قادر است با همكاري در زمينه تشخيص و حل و فصل مسايل محلي، امكان ايجاد خيابان ها و محله هاي مسكوني امن تر را به حداكثر رسانده و از طريق همكاري با دولت مركزي ، برنامه هايي را طرح ريزي و اجرا نمايد كه معضلاتي همچون ديوارنويسي. خرابكاري و تخلفات وسايل نقليه موتوري در شهر را كاهش داده و محيطي مطلوب را فراهم كند. يكي از شاخصه هاي چشمگير شهر آدلايد پارك ها و فضاهاي سبز است كه مورد توجه ساكنان شهر و گردشگران قرار مي گيرد. شهرداري و دولت مركزي بايد از اين موضوع اطمينان حاصل كنند كه اين پارك ها مستمرا” براي مراجعان جذاب و امن است.
نتايج هدف اول:
1ـ كاهش چشمگير معضلاتي همچون خرابكاري، ديوارنويسي و رفتارهاي ضداجتماعي
2ـافزايش توجه به معضلات مصرف الكل
3ـايجاد خيابان ها و محله هاي امن تر
4ـ كاهش جرايم مربوط به وسايل نقليه موتوري
5ـ افزايش ميزان جذب گردشگران با ايجاد مكان هاي مناسب براي پارك اتومبيل ها
6ـ افزايش تاثير استفاده از دوربين هاي مداربسته در سرتاسر شهر
7ـ افزايش تعداد افرادي كه از پارك ها و فضاي سبز استفاده مي كنند.
8ـ موفقيت در جذب كمك ها از منابع گوناگون براي اجراي پروژه هاي مرتبط با كاهش معضلات امنيتي
هدف دوم: شهري مطلوب از لحاظ ايمني و سلامتي
ساختن شهري امن و مطلوب چالشي بزرگ براي شهرداري است. شورا و دولت مركزي در اين زمينه بايد با يكديگر همكاري كنند. تصور عمومي از يك ناحيه مي تواند تاثيري مهم بر مسئله جرم داشته باشد . با افزايش وخامت موقعيت اجتماعي مناطق. نظم و انضباط در محيط هاي عمومي و رفتارهاي مسوولانه كاهش يافته و خرابكاري افزايش مي يابد. استفاده از اصول پيشگيري جرم از طريق طراحي محيط در طراحي ساختمان ها، زمين هاي بازي، فضاهاي باز باعث كاهش وقوع جرم، ترس از جرايم و افزايش اميد به زندگي مي شود. اين اصول در حال حاضر در طرح توسعه شهر آدلايد منعكس شده و به عنوان بخشي از روند كنوني در حال اجرا است. هر ساختمان بايد از لحاظ امنيتي طبق كاربري مصوب مورد بهر ه برداري قرار گيرد. شهرداري جهت افزايش ميزان شاخصه هاي لازم امنيتي ساختمان هاي موجود و اطمينان از رعايت اين شاخصه ها، با مالكان ساختمان ها همكاري مي كند.
طراحي معابر عمومي نيازمند ايجاد توازني ميان امنيت پياده روها و استفاده از دوچرخه و اتومبيل مي باشد . عابران معابر با كاربري مشترك بايد نسبت به داشتن رفتار ايمن تر در اين معابر آگاه شوند.
استفاده و ايجاد پناهگاه هاي بيشتر براي عابران و بهبود امكانات چهارراه هاي پرتردد ميزان امنيت موجود براي عابران را افزايش مي دهد. پياده روهاي داراي شاخصه هاي امنيتي، ساختماني و معماري. افراد را به پياده روي در شهر، به ويژه در شب تشويق مي كنند.
پس از تاريكي هوا مسائل امنيتي ، به عنوان عواملي مهم شناخته شده و شهرداري نيز به حل آن تاكيد بيشتري نموده است. همچنين فعاليت هاي گسترده تري جهت افزايش ضريب امنيتي زنان انجام داده و سيستم روشنايي و نورپردازي پيشنهادي شورا در ايجاد محيطي امن بسيار موثر بوده است.
عبور و مرور وسايط نقليه در شهر تسهيل گرديده و تعيين محدوديت سرعت 50 كيلومتر در ساعت تاثيري مثبت و چشمگير در كاهش تصادفات داشته است.
نتايج هدف دوم:
1ـ پيشرفت محيط ها و اماكن عمومي از لحاظ امنيتي
2ـ ساختن و بهره برداري ساختمان ها بر طبق اصول امنيتي و كاربري مصوب
3ـ افزايش جذب مردم بوسيله توسعه روش هاي نورپردازي و روشنايي
4ـ افزايش رفاه عمومي
5ـ افزايش ميزان استفاده مسوولانه از معابرو پياده روهاي عمومي
6ـ افزايش تعداد زنان فعال شهر
7ـ كاهش تعداد حوادث در فضاهاي عمومي و گذرگاه عابران مسن يا معلول
هدف سوم : شهري فراگير و همه شمول
جمعيت شهر آدلايد مجموعه متنوعي از گروه هاي جمعيتي است كه شامل افراد محرو م و آسيب پذير نيز مي باشد. چنين طبقات جمعيتي شامل اشخاص بي خانمان، ناتوان و كم درآمد يا كساني كه از مشكلات و بيماري هاي رواني رنج مي برند، مي شود. تضمين و اطمينان از ايفاي نقش مناسب اين گروه ها در زندگي اجتماعي شهر منجر به ايجاد شهري جامع تر و همه گير تر مي شود. براي رويارويي با مسايلي همچون بي خانماني، بيماري هاي روحي و رواني و مصرف مواد مخدر يا الكل بايد به تمام منابع دولت مركزي و جامعه تجهيز شود. در مارس 2002 دولت مركزي برنامه اي را به نام برنامه ابتكاري جامعه شمول در دستور كار خود قرار داد تا بخش عظيمي از مشكلات حاد اجتماعي پيش روي دولت را تحت كنترل درآورده و سياست اجتماعي و اقتصادي خود را با آن تطبيق دهد. دولت مركزي و شهرداري در اين زمينه با يكديگر همكاري كرده و طي برنامه فوق امكان اسكان مناسب براي افراد آسيب پذير اجتماعي را فراهم آوردند.
نتايج هدف سوم:
1ـ افزايش سلامتي، ايمني و امنيت افراد آسيب پذير
2ـكاهش چشمگير تعداد افراد بي خانمان
3ـشناخته شدن آلاديد به عنوان شهري پيشرو در زمينه ابتكارات اجتماعي به خاطر تدارك برنامه هايي با هدف ايجاد امنيت براي اقشار آسيب پذير
هدف چهارم: شهري سالم
چالش پيش روي شهرداري آلاديد، كاهش ميزان خشونت ها و آسيب ديدگي ها و در نهايت ايجاد شهري امن تر و سالم تر در شهر آلاديد است. به عنوان مثال بسياري از ساكنان شهر، از صدمات و آسيب هايي كه عاملان آن، معتادان مواد مخدر و افراد دايم الخمر هستند، نگرانند. زيرا بيشتر خشونت هاي جنايي و بزهكاري در ارتباط با معتادان مواد مخدر و مشروبات الكلي مي باشد.
از اين رونياز به همكاري با دولت مركزي براي كاهش اين نوع نگراني ها و اتخاذ روش هايي براي كاهش آسيب هاي ناشي از مصرف الكل و مواد مخدر وجود دارد. شهرداري به منظور ايجاد فضاهاي عمومي امن، به مردم در باره دسترسي به مواد و وسايل زايد و خطرناك مانند سرنگ هاي زيرپوستي و يا ساير مواد پرخطر آموزش مي دهد. همچنين با همكاري متقابل با واحدهاي و بخش هاي تفريحي، برنامه هاي ايمني و سلامتي را در اماكن تفريحي تقويت مي نمايد.
در مناطق عمومي، لغزشگاه هاي خطرناك همانند پياده روهاي ناهموار و پلكان هايي كه به طور نامناسب طراحي شده اند يك نگراني براي ساكنان شهر محسوب مي شود، بويژه براي افراد نابينا، ناشنوا و معلول.
از اين رو بايد، مسئله سلامتي و ايمني ناتوانان در توسعه آينده فضاي عمومي لحاظ شود. هر ساله تعدادي سوانح آتش سوزي رخ
مي دهد كه با ايجاد آگاهي عمومي و توسل به ابتكارات آموزشي و با حمايت فعاليت هاي خدمات آتش نشاني، احتمال وقوع سوانح آتش سوزي كاهش مي يابد. خانه شورا (دفتر شورا) و نهاد حمايت هاي اجتماعي در اين زمينه نيز مي توانند فعال باشند.
نتايج هدف چهارم:
1ـ شناخته شدن آدلايد به عنوان شهري امن و سالم از نظر سازمان بهداشت جهاني
2ـ كاهش وقوع خشونت ها، جراحت ها و آسيب ديدگي هاي مربوط به مصرف الكل
3ـ كاهش چشمگير معضلات ناشي از مصرف مواد مخدر
4ـ افزايش جذب مردم براي بهره مندي از امكانات اين شهر بدليل كاهش آمار خشونت ها و حوادث
5ـ افزايش ديدگاه هاي مثبت مردم در مورد شهر به عنوان مكاني سالم و ايمن براي سكونت ، آموزش، فعاليت و تفريح
نویسنده : دکتر سعيد رضا عاملی(عضو هيئت علمي گروه ارتباطات دانشکده علوم اجتماعي – دانشگاه تهران)
29 آبان 1383
ازدحام و تراکم جمعيت هاي بزرگ و تفاوت جمعيت شب و روز در شهرهايي مثل تهران، نيويورک، لندن و توکيو همراه با آلودگي گسترده نور، صدا، هوا و فضا و مسئله ترافيک و زمان، منشاء يافتن چاره اي براي کاهش آلام ناشي از زندگي در اينگونه شهرها شده است. مهمترين مسئله در اين شهر ها حرکت جمعيت است. حرکت جمعيت اعم از حرکت با وسيله نقليه و يا ازدحام جمعيت در مراکز فروش و خدمات اداري و رفاهي شهر، علت اصلي بسياري از "مسائل شهري" اعم از مسائل انساني شهري و يا حوادث و سوانح شهري در شهرهاي بزرگ مي باشد. با ظهور صنعت همزمان ارتباطات (عاملي، 1383)، کامپيوتر و بدنبال آن ارتباطات شبکه اي از طريق آرپانت و سپس شکل فراگير اين ارتباط در قالب اينترنت فضاي جديدي براي شهر بوجود آمد که از آن تعبير به "شهر مجازي" مي شود. ظهور شهر مجازي در درجه اول موجب کاهش "حرکت جمعيت" در شهر واقعي و در درجه بعدي "فضاهاي همزمان" را بدون فرسايش و اصطکاک با يک هندسه موازي امکان پذير مي سازد. در واقع دو فضائي شدن شهر در فضاي واقعي و فضاي مجازي، نوعي "مديريت کنترل حرکت جمعيت شهري" محسوب مي شود که تلاش مي کند با عقلاني کردن روند حرکت جمعيت شهر آرامتر، کم هزينه تر و برخوردار از امنيت شهري و امنيت رواني شهروندان را فراهم کند. در فضاي جديد معناي مکان بازسازي مي شود و نگاه به شهر بعنوان "فضاي مکانها" تبديل به "فضاي جريانها(1) " (کستلز(2)، 1992) مي شود که از يک سو حرکت جمعيت و از سوي ديگر حرکت اطلاعات را اجتماعي مي کند. اين تغيير در واقع زمينه نگاه يکپارچه به شهر دو فضائي شده را فراهم مي کند. اين فضاي جديد از يک طرف محصول توسعه سخت افزار و نرم افزارهائي بود که خلق "واقعيت مجازي" را امکان پذير مي ساخت و از طرف ديگر متاثر از تمايل به رهيدن از "فرسايشهاي انرژي" در جهان واقعي و انديشه زندگي در "جهان ديگر" بود. پرهيز از فرسايش انرژي انسان، سوخت و فرسايش محيط زيست و دسترسي هاي آسانتر و فشرده تر به امکانات اداري و شهري، شرايط ظهور "شهر مجازي" را فراهم ساخت و نظام جديد "شهرسازي واقعي-مجازي(3)" (عاملي، 2004) را محقق نمود. شهر سازي واقعي- مجازي به ظرفيت هاي واقعي شهر در کنار ظرفيت هاي مجازي شهر توجه مي کند و شهر را با توجه به اين دو فضا مي سازد. شهر هاي آينده ناگذير از اساس با نگاه به اين فضا ساخته خواهد شد و شهرهاي موجود نيازمند بازسازي جديد و اضافه کردن "فضاي شهر مجازي" به شهرهاي واقعي است. در اين روند با توسعه نرم افزارهاي کامپيوتري، ساحت جديدي از "رئاليسم شهري" که فضاي شهر مجازي را به فضاي شهر واقعي نزديک مي کند، تحقق پيدا مي کند. اين رئاليسم "درک شهودي (4)" به واقعيت هاي مجازي مي بخشد،که همه "امور مجازي" را بر مبناي واقعيت بايد بنا نمود. به عبارتي شهر مجازي يک ايدئاليسم مبتني بر انديشه خيالي و يوتوپيائي نيست، بلکه يک شهر واقعي است که با ظرفيت هاي جهان مجازي ساخته مي شود. واقعيت مجازي يک ترکيب ذهني از واقعيت و غير واقعيت است که متکي بر سه بعد اساسي يعني 1)نگهداري مدار بودن، 2) برخورداري از فضاهاي نمايشي خود راهبر و 3) مسير هاي پيگرد مشخص، مي باشد که تعامل فرد را در محيط مجازي، بصورت طبيعي در جريان قرار مي دهد. واقعيت مجازي عبارت از ساخت واقعيت با همه ظرفيت هاي ممکن آن در "فضاي مجازي" است. اين نگاه، مو جب ساختن ظرفيت هاي واقعي جهان مجازي، در يک سير تکاملي شده است. به مرور همه کارکردهاي فردي و اجتماعي، کنش هاي فعال و غير فعال و حضور در تنهائي و جمع، و همچنين ساخت و پردازش هاي کنش گرانه در اين فضا امکان پذير شده است و دور نيست دوراني که "احساس مجازي" به سطحي از واقعيت و عينيت که منتقل کننده بو، طعم، انرژي و "حس منهاي بدن" را با خود همراه کند. ظرفيت هاي جهان مجازي متاثر از تکنولوژي ارتباطي و اطلاعاتي (5)جديد است که جامعه را وارد فضائي کرده است که از آن تعبير به "جامعه اطلاعاتي(6)" مي شود. در فضاي جديد، دولت الکترونيک (7)و شهر مجازي (8)، دو شکل نهادينه اداره جامعه جديد است که توسط بخش دولتي سازمان دهي و سياست گذاري مي شود. با اين نگاه، در کشور هاي توسعه يافته، دولت و شهر صرفا با تکيه بر "مکان" و "جغرافياي" واقعي تعريف نمي شوند بلکه بر اساس فضاي توليد شده در قالب "واقعيت مجازي (9)" نيز معنا پيدا مي کنند. در نگاه اوليه شهر هاي مجازي متاثز از ايده "شهر اطلاعات" بود. در شهر اطلاعاتي، تلاش مي شد که يک جايگاه مورد انتظار از دست يابي به اطلاعات مربوط به شهر بوجود بيايد (دايبرگر و فرانک (10)، 1998). اين شهر اطلاعات منشاء ظهور مديريت هاي جديد شد که از آن تعبير به "مديريت دانش محور(11) " ميشد. شهر دو فضائي با نگاه آينده گرا مبتني بر همين "مديريت دانشمحور" مي باشد. مديريت دانش محور برخواسته از راه حل هاي اداره شهر مبتني بر "مراکزمنابع الکترونيک" مي باشد. با تکثر منابع اطلاعاتي شهر و قدرت گرفتن ظرفيتهاي سه بعد مجازي، تصويري از شهر مجازي شکل گرفت و اين عقيده را بصورت جدي تري وارد حوزه شهر سازي جديد کرد. از آنجا که کاربران شهر مجازي در درجه اول بايد از "دانش کامپيوتر" و دسترسي به "فضاي اينترنتي" برخوردار باشند، پيش نياز اوليه ظهور شهرهاي مجازي، فراهم آمدن اين دو امکان مي باشد. در جهان توسعه يافته با سرعتي فزاينده تر جامعه اينترنتي رو به گسترش است. بعنوان مثال کاربرهاي اينترنتي در آمريکا از 22 ميليون در سال 1995 به 92 ميليون در سال 1999 رسيده اند که اين رقم در صورت افزايش 5 تا 20 درصد پيش بيني مي شود به 120 تا 180 ميليون در سال جاري (2004) برسد. قابليت موبايل هاي جديد، جهت متصل کردن فرد به فضاي مجازي اينترنت و همچنين پيش بيني ظهور سيسم کامپيوتري فراگير در سال 2020، فضائي با گستردگي بالا و با تنوع و تکثر خيره کننده اي را رقم مي زند. 1. شهر مجازي اولين شهر مجازي در آمستردام هلند در سال 1994 شکل گرفت و به سرعت بسياري ازشهرهاي اروپائي، آمريکائي و بعضي از شهر هاي آسيائي مثل توکيو و سنگاپور وارد اين فضاي شهري شدند. طي دهه 1990 کشورهاي زيادي بر اساس شرايط جديد جهاني و شکل گيري جامعه اطلاعاتي، تلاش کردند تحليل و جمع بندي هاي متمايل به سياستگزاري و برنامه ريزي را در خصوص فرايندهاي اطلاعاتي طراحي کنند. برنامه عمل ايالات متحده(12)(1993)، اوراق سفيد رشد اروپائي(13)(1994)، اصلاحات ژاپني در جهت جامعه پوياي روشنفکرانه قرن 21(14)(1994) و يا برنامه جامعه اطلاعاتي دانمارک در سال 2000 (15)(1994) و يا شکل گيري وزارتخانه اينترنت در هلند و شکل گيري شهري مجازي آمستردام در سال 1994، نمونه هايي از تحولات برنامه ريزي معطوف به ساخت "شهرهاي مجازي" و "دولت الکترونيک" در فضاي جامعه اطلاعاتي مي باشد. بر اساس بررسي هاي اجمالي که در جمهوري اسلامي ايران صورت گرفته نه در سطح مجلس و نه در سطح دولت اقدام فکري و اجرائي قابل توجهي در اين راستا صورت نگرفته است. در شهر مجازي، خدمات اطلاعاتي بدون هيچ محدوديت زماني و مکاني انجام مي شود. مفهوم شهر و دولت مقيد به ساعت کار اداري، تبديل به شهر و دولت 24 ساعته در هفت روز هفته مي شود و شهروندان در همه ساعات و دقايق روز امکان بهره مندي از خدمات دولتي و شهري را خواهند داشت. در اين فضاي جديد بقول پائول ويرليو(16)(2001) ديگر مفهوم بازکردن و بستن دروازه شهر و يا تقسيمات شهري بر اساس ميدان، خيابان و کوچه و يا اساسا معماري مبتني بر مکان محوري به پايان مي رسد، بلکه معماري فضاي مجازي مبتني بر تغيير تکنولوژيکي زمان و مکان است و ساخت هاي قابل دسترسي همزمان براي همگان است. در فضاي مجازي شهر، بخش مرکزي و پيراموني شهر با متغيرهاي متفاوتي تعريف مي شود که لزوما از تراکم جمعيتي که موجب بي حوصلگي، تضاد منافع و يا برخوردهاي تبعيض آميز بشود، نيست. شهر مجازي بر "اشکال رهاشده شناور(17)" معماري و شهر سازي بنا شده است که امکان حرکت دائمي و آسان و کنترل و نظارت بر روندهاي اداري و خدماتي، شهر را بصورت مستقل براي تک تک شهروندان برخوردار از "کد ملي" منعطف مي سازد. "شهروندي به رسميت شناخته شده" و تعامل دموکراتيک هم در سطح شهري (شهر مجازي) و هم در سطح ملي (دولت الکترونيک) فراهم مي شود و شاخص جديد توسعه يافتگي را وارد مفاهيم جديد توسعه مي کند. در فضاي مجازي مثال ها و نمونه هاي زيادي از شهر هاي مجازي وجود دارد که هرب نورمن و مايک ويلسون (2004) سه نوع را از هم متمايز نموده اند. 1) شهرهاي مجازي براي راهنمائي متصل همه مراجعه کنندگان در خصوص انواع خدمات بازرگاني و تجاري مثل شهر مجازي برايتون که محل انواع تبليغات تجاري است که ماهيانه بيش از 65000 مراجعه کننده دارد(18). 2) شهر مجازي مسطح که با تکيه بر سطح مشترک شهر واقعي طراحي مي شود. 3) شهر هاي مجازي سه بعدي، اين نوع شهرهاي مجازي بر اساس ابعاد فيزيکي شهر هاي واقعي با تکيه برواقعيت مجازي ساخته مي شود که مبتني بر "زبان مدل سازي واقعيت مجازي(19)" مي باشد. نمونه اين نوع شهرهاي مجازي را در توليدات استوديو سياره9 (20)که تا کنون بيش از 40 شهر مجازي مهم جهان مثل شهر مجازي لندن، لوس آنجلس، ونکوور، توکيو و بسياري ديگر از شهر مهم جهان را طراحي کرده است، ديده مي شود. سياره 9، بيش از 250 فضاي مجازي مهم جهان را نيز تا کنون طراحي نموده است که حجم گسترده اي از اطلاعات را در خود ذخيره کرده است. اشکال مختلف سازماندهي و نمايش شهر مجازي و جماعت هاي مجازي از چشم اندازهاي متفاوت مورد بحث قرار گرفته است. ودل و بورنيگ(21)، (2004)، در خصوص ابعاد حکومت ديجتالي شهر سايت ليک را مورد بحث قرار داده اند. گراهام و آرويجي (22)(1997) بين شهر مجازي برخوردار از بستر شهر واقعي و شهر مجازي بدون ارتباط صرف با بستر شهر واقعي تفاوت گذاشته است. شهرهاي مجازي بر خوردار از بستر فضاي واقعي، بعنوان شهر موازي شهر واقعي مطرح مي شود ولي شهرهاي مجازي بزرگ، از قلمرو مخاطبين شهري خود در فضا ي جغرافيايي شهر فراتر مي روند و مخاطبين وسيعتر و پراکنده تري را مورد توجه قرار مي دهند. بوتيهمه(23)و همکاران (2002) مفهوم طراحي و يا شهرسازي الکترونيک را در مقاله اي که تحت عنوان "طراحي الکترانيک: مرور بر تحقيقات انجام شده در خصوص نقش وب سايت ها در شهرسازي (24)" مطرح نموده اند و به مطالعات مديريت جديد شهري از طريق فضاي مجازي پرداخته اند. در اين مقاله 142 تحقيق، مقاله و کتاب تاليف شده در اين خصوص را معرفي کرده اند. بوتيهمه و همکاران (2002) مجموعه مطالعات انجام شده در خصوص شهر سازي الکترونيک را درسه گروه مقوله بندي مي کنند: 1) مديريت اطلاعات شهري 2) ارائه اطلاعات شهري 3) تکنولوژي هاي مربوط به توجه به مرزبندي هاي موجود اجتماعي، در اينجا به ميزان اثر گذاري و پذيرش اطلاعات با استفاده از متن، تصوير، صدا و فيلم توجه مي شود. اين گروه از محققين کاربردهاي متفاوتي براي سياست هاي شهري الکترونيک را از هم متمايز مي کنند: 1) کاربرد اول شامل شهر سازي و بخش هاي اداري عمومي مي شود که کمک به فهم بهتر و ارتباط وسيع با مردم و حوزه عمومي مي شود. 2) کاربرد ديگر شهر مجازي، ارائه خدمات شهري و انجام کارهاي اداري مردم از طريق فضاي شهر مجازي است (25). 3) استفاده از ابزار چند رسانه اي فضا ي مجازي براي ارائه موثر تر و بهينه تر اطلاعات به مراجعين. 4) کارکرد چهارم مربوط به نظام هاي اطلاعاتي مشارکت عمومي در قلمروهاي جغرافيائي خاص است. بايد توجه داشت که مديريت شهرسازي الکترونيک از قابليت جذب مشارکت هاي گسترده خارج از حوزه شهري در قلمرو "شهر واقعي" نيز برخوردار است و توانائي پيگيري روندهاي خاص شهري را خارج از حوزه شهر دارد. به عبارتي در شهرهاي مجازي، ظرفيت هاي شهر نه به لحاظ منابع خدمات شهري و نه به لحاظ کاربران، محدود به منابع شهري نمي شود. با اين نگاه، تهراني یا مثلا کرجی در هر کجاي دنيا که باشد مي تواند از مزاياي تهراني بودن و کرجی بودن خود بهره مند شود و تهراني ها و کرجی های و علاقمندان به شهر بومی در هر کجاي جهان که باشند مي توانند بعنوان يک شهروند فعال به تهران و تهراني و کرج و کرجی خدمت کنند. اين انتشار و غير مرکزي بودن منابع و کاربران، نقش تعيين کننده اي در ساخت بعنوان مثال تهران و کرج بهينه و کارآمد خواهد داشت. 2. دو فضائي شدن شهر از آنچه گفته شد، تا حدودي مفهوم شهر مجازي روشن شد، منتهي بايد توجه داشت که با رويکرد دوفضائي شدن شهر، شهر مجازي منهاي شهر واقعي و بر عکس شهر واقعي منهاي شهر مجازي، شهري ناکارآمد و بي معناست. بايد توجه داشت که اساسا توسعه شهري يک هدف مطلوب در حوزه نظري جامعه شناسي شهري در همه سنت هاي فکري پيشين بوده است و در همه دوره هاي تاريخي بشري حتي در ميان اقوام بدوي نيز يک مطلوب مورد انتظار بوده است. (بعلي، 1382:99). از اين منظر دو فضائي کردن شهر نيز يک نوعه توسعه کلان فضاي شهري محسوب مي شود. به لحاظ نظري دو فضائي شدن شهر، در ارتباط عميق با "پارادايم دو جهاني شدنها" مي باشد (عاملي، 1382الف، ب، ج و 1383). پارادايم دو جهاني شدنها بر اين نظريه تاکيد مي کند که صنعت ارتباطات بطور عام شرايط سرعت يافته اي را براي حرکت جمعيت، ارتباطات بين فردي و نزديک کردن فضاها فراهم آورده است. اين روند در دو فضاي واقعي و مجازي صورت مي گيرد. جهان شدنها در جهان واقعي متاثر از "صنعت حمل و نقل" مي باشد که شرايط تسهيل شده اي را براي انتقال "انسان با بدن" فراهم آورده است که معناي نزديکتري از فاصله بين مکانها را تحقق بخشيده است و احساس دوري و نزديکي را در سطح وسيعي تغيير داده است. از آن طرف جهاني شدنهاي ديگري در فضاي مجازي در جريان است که محصول "صنعت همزمان ارتباطات" مي باشد، اين صنعت امکان انتقال همزمان "انسان بي بدن" و يا به عبارتي انتقال خواسته ها، آرزوها و اطلاعات انساني را فراهم آورده است. بر اين مبنا "واقعيت هاي همزمان(26)" بسياري در جهان معاصر شکل گرفته و بصورت گسترده تري تحقق پيدا خواهد کرد. دو فضائي شدن فرهنگ (عاملي، 1383)، دو فضائي شدن دولت (عاملي، 1383 ب) و شکل گيري هويت هاي همزمان (عاملي، 1382 ج) و بالاخره دو فضائي شدن شهر نموده هاي عيني اين تغيير بزرگ مي باشد. بر اين مبنا بايد گفت شهر بصورت "دو قلوهاي همزاد" که از يک پيوند و چسبيدگي جدائي ناپذير برخوردار است، به سمت دو تائي شدن و دو فضائي شدن حرکت مي کند. و درواقع تراکم جمعيت، ماشين و صنايع مختلف، ضرورت گريز ناپذيري را براي دو فضائي شدن شهر فراهم آورده است که بدون آن زندگي گرفتار سختي ها و مسائل پيچيده تري خواهد شد. با يک نگاه زبان شناسانه استعارهاي (27)ميتوان شهر واقعي را از شهر مجازي متمايز نمود،البته به لحاظ هستيشناسي و معرفت شناسي اين دو شهر از يک هستي واحد برخوردار هستند ولي به لحاظ "فضاي عمل (28)" و خصيصه هاي "تعاملي و ارتباطي" از همديگر قابل تمايزند. با اين نگاه شهر در فضاي واقعي از فضاي عمل محدود به جغرافيا و نقشه مشخص شهري، جمعيت هاي بزرگ، ترافيک، بافت شهرسازي برجسته و مديريت هاي شهري متنوع و ارتباطات انساني با بدن برخوردار است. شهر در فضاي مجازي از يک محيط داراي هويت شهري مجازي رها شده از مکان، کاربران بومي و فرابومي بدون بدن، بافت شهرسازي کاملا صنعتي و کد گذاري شده و مديريت شهري مجازي بهره مند مي باشد. با نگاه کارکرد گرايانه، شهر در فضاي مجازي با چهار خصيصه کلي مربوط به1) مکان 2) کار، 3) سرعت و 4) نظام پاسخگوئي از شهر در جهان واقعي متمايز مي شود. 2.1مکان در شهر واقعي و در شهر مجازي زندگي در شهر واقعي با پديده هاي کاملا برجسته و مشخص مواجه مي باشد و از اجزاء محسوس و طبيعي مثل مردم، حيوانات، گلها و گياهان، درختان، سنگها، ابر، باران و خورشيد و تغيير فصول و عناصر طبيعي-صنعتي مثل ساختمانها، خيابانها و ميادين و کارخانها برخوردار است. بقول نوربرگ-شولز (29)(1976) علاوه بر اين امور محسوس که در ظرف مکان شهر بصورت مشخص ديده مي شود، امور نامحسوسي نيز هست که از آن تعبير به "احساس" مي شود. اين مجموعه به "مکان" در شهر واقعي معنا مي بخشد. خصيصه مشترک همه آنها "بدن داشتن"، حجم داشتن و محسوس بودن است. از طرفي بايد توجه داشت که يکي از جنبهاي مهم زندگي در شهر واقعي و جهان واقعي، جنبه ديداري زندگي روزمره است که ناشي از حسي بودن و با بدن بودن مکان مي باشد. خيس شدن در باران، ديدن انواع متنوعي از چهره هاي مردم در حال حرکت، کنش و واکنش هاي روزمره مردم، نور آفتاب و هواي تاريک و صدها نمونه ديگر حوزه گسترده "قابل رويت شهرها(30)" را به نمايش مي گذارد (دونات (31) ، 2004:40). با خصيصه های مشابه در "نمايش"، ولي متفاوت در ماهيت، مکان در شهر مجازي خود نمائي مي کند. در فضاي مجازي مکان از يک حيثيت کاملا قرار دادي، تعريف شده، صنعتي و ساختگي و بي بدن برخوردار است. در شهر مجازي نيز جغرافياي مکان و حتي امکان دسترسي به آن، اگر چه "قابليت جهاني" دارد ولي قابل محدود شدن به فضاي خاص و کاربران خاص و با خصيصه هاي مرتبط به جغرافياي خاص مي تواند، تعريف شود. تلاش گسترده اي که براي شبيه سازي فضا و مکان در شهر مجازي با شهر واقعي مي شود، اولا مفهوم فضاي مکان دار را تحقق مي بخشد بگونه اي که حتي در طراحي فضاها به جنبه هاي "دورنمايانه تصاوير(32)" (ايکوچي و همکاران (33)، 2004) و معماري شهر و حتي پردازش نور و طبيعي کردن گردش شب و روز در فضاي مجازي توجه مي کند (فوکودا و همکاران (34)، 2003). صنعت گرافيک کامپيوتري(کاد) و برنامه هاي طراحي همکاري هاي مجازي، تلاش مي کند جنبه هاي ديداري و حسي را در فضاي شهر مجازي تقويت کند، تا فرد از "احساس غيرواقعي" بودن کمتري برخوردار شود. البته در کنار تلاشي که براي شبيه سازي واقعي جهان مجازي با جهان واقعي مي شود، نگرش هاي وجود دارد که روند ديزنيلندي شدن (35)اين فضا را نيز دنبال مي کند. ديزنيلندي شدن فضاي شهري، نگرش مقابل واقعي سازي مي باشد ولي به نظر مي رسد هر دوي اينها جنبه از واقعيت هاي زندگي ما مي باشد (واکاباشي (36)، 2002). 2.2 کار در شهر واقعي و شهر مجازي با شکل گيري دولت الکترونيک و شهر مجازي، مفهوم کار عوض مي شود. کار از يک بستر چسبيده به مکان مشخص و مرکزي، به يک هويت جدا از مکان و بصورت غير مرکزي شده تغيير شکل مي يابد. در شهر و دولت مجازي، لزوما با حضور کارمند در اداره مشخص و يا فضا و مکان متمرکز، کار تحقق پيدا نمي کند. بلکه با حضور در "فضاي واحد" افراد از محل خانه، به انجام وظايف شغلي مشغول مي شوند. اين مهم مفهوم "کار فراگير" با خصوصيت غير متمرکز بودن، ناپيوسته بودن و براي همگان و از همه جا قابل اجراء بودن را تحقق مي بخشد. به دليل "فشرده شدن مراحل کار در فراينده هاي تعريف شده دجيتالي" زمان انجام کار بصورت غير قابل تصوري کوتاه مي شود و موجب تسهيل کار و کاهش ساعت کار تا حد 2 ساعت در روز خواهد شد. با همين نگاه است که برخلاف پيش بيني هاي بدبينانه، جهان آينده، مي تواند جهان طبيعي تر و انسان آينده، انسان آزادتري باشد. انتقال سطح وسيع کار از جهان واقعي به جهان مجازي، موجب کاهش گسترده حرکت جمعيت در شهر مي شود و مصرف سوخت را بصورت غير قابل تصوري کاهش مي دهد. آلودگي محيط زيست که منشاء ظهور بيماري هاي گسترده اي در جهان معاصر مي باشدنيز در پرتو اين اقدام، کاهش پيدا خواهد کرد. 2.3 سرعت در شهر واقعي و شهر مجازي بقول ون وين و همکاران(37)(1998) دو چرخه در محيط واقعي از سرعت کمتري نسبت به دو چرخه سواري در فضاي مجازي برخوردار است. درک سرعت انتقال در اين فضا، شهرنشيني متفاوتي را با شهرنشيني سنتي قديم بوجود مي آورد. پرداخت قبض آب، تلفن، برق و گاز همراه با بسياري از نقل و انتقالي هاي مالي و يا انجام امور اداري مربوط به شهرداري ها، مراکز خدمات درماني، بيمه و تامين اجتماعي و يا مراجعات مربوط به "خريد انواع کالاها" و يا مراجعات با مراکز نيروي انتظامي، دادگاه ها و مراکز حقوقي با سرعت اشاره به دکمه مورس و يا دادن و گرفتن يک مجموعه اطلاعات مي تواند صورت بگيرد. اگر به حجم مراجعات به اين مراکز توجه شود، اهميت اينگونه فضا هاي شهري مجازي بيشتر روشن مي شود. بنا براين "امر مجازي" يک امر به مراتب سرعت يافته تر در مقايسه با "امر واقعي" محسوب مي شود. اين مهم بسياري از امور "اضطراري" و "فوريت هاي شهري" را تسهيل مي کند و در چند لحظه روندهاي مربوط به "فوريتهاي اجتماعي" مي تواند در اين سيستم تعريف شود. 2.4 پاسخگوئي در شهر واقعي و شهر مجازي در شهر واقعي مراجعات و پاسخگوئي بصورت چهره به چهره و بصورت غير موازي صورت مي گيرد، يعني يک فرد بطور همزمان امکان پاسخ گفتن به بيش از يک نفر را ندارد. در بسياري از موارد پاسخ گيرنده و يا فرد مراجعه کننده، يک دريافت کننده و يا يک کنش گر غير فعال محسوب مي شود که صرفا بايد منتظر اقدام مسئول مربوطه باشد تا کار الف صورت بگيرد. بر عکس در شهرهاي مجازي، هدف نهائي استفاده فعال و همزمان بيش از يک کاربر از يک موقعيت شهري است. به همين منظور نرم افزارهاي درست شده است که کاربر را بصورت "فعال و همزمان" با کاربران ديگر به تعامل وادار کند. مثلا دانشگاه کالج لندن (UCL) نرم افزاري را توسط "دنياهاي فعال" طراحي کرد که از يک استوديو طراحي همکاري هاي مجازي (CVDS)(۳۸) برخوردار بود و به کاربر اجازه مي داد که از امکان طراحي مجازي در فضاي شهر مجازي برخوردار شود(39). در واقع اين فضا امکان حرکت فعال شهروندان را در فضاي شهري مجازي فراهم مي کند و نوع فعاليت در شهر مجازي را علاوه بر بهره وري از امکانات موجود، فراهم مي سازد. مسئله ديگر تعامل جمعي شهروندان در فضاي شهر مجازي است. در فضاي معمولي مجازي، کاربر ها از حضور يکديگر با خبر نمي شوند، فلذا يک ارتباط متقابل فراهم نمي شود و احساس زندگي کردن در جمع ضعيف مي شود و بعد "واقعي" بودن فضاي مجازي را تضعيف مي کند. ولي با ظرفيت هاي نرم افزاري که مثلا درهمين "دنياهاي فعال(40)" بوجود آمده امکان ساختن "فضاهاي مجازي فردي و يا خانه مجازي" در قالب يک مغازه، محل گفتگو، خانه زيباي مجازي و امکانات ارتباطي ديگر موجود مي باشد. در ساختن اين فضاي مجازي، اگر به راهنمائي احتياج باشد، مدارس مجازي وجود دارد که افراد داوطلب، "طي مسير" را به کاربر مي آموزند. در واقع تلاش شهرسازي هاي مجازي معطوف ساختن شهرهاي کاملا منطبق بر شهرهاي طبيعي است. بعنوان نتيجه گيري: ضرورت توجه به "شهر واقعي-مجازي فرهنگي" و انسجام شهري 1. توجه به عوامل محيطي در فضاي شهري از اهميت مرکزي برخوردار است (تورنز(41)، 2002). نگاهي که موجب توجه به ظرفيت هاي طبيعي، تاريخي و ارزش هاي بومي در يک جغرافياي خاص مي شود. اگر چه فضاي مجازي، يک فضاي بدون جغرافيا و رها شده فرض مي شود، به نظر مي رسد اين وضعيت متعلق به دوران گذار از "تک فضائي بودن جهان" به "دو فضائي شدن جهان" مي باشد. اما به مرور فضاهاي مجازي از هويت هاي مشخص و مرتبط با جهان واقعي برخوردار خواهند شد و منعکس کننده جغرافياي قابل رويت و منطبق به جغرافياي جهان واقعي خواهند بود. در ساخت فضاهاي مجازي خصوصا دولت هاي الکترونيک و شهرهاي مجازي، توجه به هويت هاي مرتبط با فضاهاي واقعي کشور و شهرها از اهميت بسيار زيادي برخوردار است. اين مهم مستلزم توجه به شهرهاي فرهنگي واقعي- مجازي است. شهرفرهنگي واقعي-مجازي با نگاه آسيب شناسانه به فضاهاي رها شده و بي هويت مجازي مورد تحليل قرار مي گيرد. "شهر فرهنگي" نيازمند نگاه منظومه اي به شهر است. شهري که به منظومه هائي از نياز هاي انساني توجه مي کند، نيازهاي مثل تردد آسان، نياز به گذران اوقات فراغت، نياز به دسترسي به همه امکانات عمومي با حداقل زمان ممکن، نياز به آسايش، آرامش و محيط زيست سالم و بالاخره نياز به آشنائي و تعلق داشتن به شهر و ارتباط شهر با فرهنگ و تمدن پيشين از اجزاء مهم اين منظومه شهرفرهنگي واقعي-مجاز است. تامين اين منظومه نيازها، مستلزم توجه به چگونگي خلق يک اثر هنري شهري است. در واقع بايد به اين سئوال توجه کرد که اثر هنري بر گرفته از چه فلسفه اجتماعي است؟ با چه تفسيري از جهان يک اثر هنري خلق مي شود؟ در اينجاست که تفاوت فضاها، ديدگاه ها و جهان بيني ها، بصورت واضح انعکاس پيدا مي کند و شهر هاي متفاوت و معماري هاي متمايز از دل آن بر مي خيزد. 2. از آنجائي که شهرهاي مجازي در آغاز راه خود هستند، هيچ نوع شهرسازي قطعي در اين خصوص شکل نگرفته است. به عبارتي هنوز اجزاء و عناصر شهرهاي مجازي، نوع معماري شهرهاي مجازي و حتي نظام اجرائي و پاسخگوئي آن از يک استاندارد تعريف شده مشخصي برخوردار نيست. در اين روند، هر شهر متناسب با ضرورت ها، نيازهاي اساسي و قابليت هاي محيطي قالب ريزي متفاوتي از شهرسازي را ارائه مي کند. بعنوان مثال در فضاي شهري که مراجعات به يک اداره خاص مثل اداره تامين اجتماعي، از بالاترين سطح مراجعات برخوردار است و يا در شهرهاي در حال توسعه اي که مراجعات شهرداري ها، وسعت بيشتري دارد، نظام شهري مجازي مبتني بر تعاملات مربوط به اداره تامين اجتماعي و يا شهرداري ها شکل مي گيرد. منتهي نگاه به فضاهاي شهري مجازي، بايد يک نگاه بلند مدت، جامع و با در نظر گرفتن فضاي کامل شهر، با يک مرحله بندي اجرائي، راه ساختن را هموار کنند. 3. يکي از مهمترين مشخصه ها و ضرورتهايي که منجر به شکل گيري شهر شد، ايجاد "يکپارچگي اجتماعي" بود. تا ساليان متمادي مثلا "شيرازي بودن" يا "تهران بودن" منعکس کننده هويت هاي يکپارچه اي بود که به نوعي متمايز کننده و منعکس کننده يک "جمع يکپارچه" درخصلت هاي زباني، نژادي، جغرافيائي و اجتماعي خاص بود. به مرور يکپارچگي اجتماعي در شهرهاي بزرگ تبديل به "تجزيه اجتماعي" و "تنوع و تکثر فرهنگي" شد. در فضاي پراکنده شهري جديد، شهرهاي مجازي مي تواند زمينه بازسازي "يکپارچگي اجتماعي شهري" را فراهم کند و يک هويت معنادارتري از "تهران و تهراني بودن" و يا "کرج و کرجي بودن" خلق کند. 4. شهر مجازي با تکيه بر ارتباطات شبکه اي گسترده شکل مي گيرد. فضاهاي شهر مجازي با رويکرد چندمرکزي و معطوف به نيازهاي روزمره مردم و پاسخگوئي فراگير به نيازهاي روزمره مردم ساخته مي شود. شهر مجازي را مي توان در دو سطح سازمان يافته و غير سازمان يافته تعريف نمود. "شهر مجازي سازمان يافته" از يک هويت به هم پيوسته معطوف به هدف مشخص برخوردار است و قابليت ايجاد "انسجام شهري" را با محوريت سياستگذاري دولتي فراهم مي کند و با مرتبط بودن با "دولت – الکترونيک (42)" ظرفيت معنا بخشيدن به "انسجام ملي" نيز در آن ديده مي شود. "شهري مجازي غير سازمان يافته"، حوزه عمومي تر شهر مجازي را تشکيل مي دهد که فعاليت افراد، سازمانهاي غير دولتي و يا تلاش هاي مدني و تجاري در آن منعکس مي شوند که در جاي خود از اهميت بسيار زيادي برخوردار است و در صورت قوي بودن فرهنگ شهري و ملي، تامين کننده هويت منسجم شهري و ملي نيز مي تواند باشد. 5. دو فضائي نکردن شهر خصوصا شهرهاي مثل شهر تهران که از تنگناهاي محيط زيستي و ترافيک سنگين ماشين و جمعيت و پراکندگي فرهنگي برخوردار است، آسيب هاي بسيار را بوجود مي آورد که در جاي خود نيازمند مطالعه مستقل مي باشد، ولي بصورت کلي چهار آسيب عمده متوجه عدم اقدام براي تاسيس شهر مجازي مي باشد: 1) فرسايش انواع انرژي هاي طبيعي، 2)آسيب هاي گسترده نظام صنعتي در مقابل نظام دجيتالي جديد، 3) آسيب هاي ناشي از تفاوت نظام توليد درآمد، توزيع منابع و خدمات عمومي و مصرف در شهر واقعي و مجازي 4) و احساس ناستالژيک عقب افتادگي. اين چهار آسيب منعکس کننده، فرصت هاي از دست رفته به دليل نپيوستن به نظام دو فضائي شهر مي باشد. البته آسيب هاي جدي در پيوستن به اين فضا هست که در جاي خود نيازمند مطالعه دقيق تر مي باشد، اما در شرايطي که ما قرار گرفته ايم، نيازمند بحث از آسيب هاي نپيوستن به شهر مجازي هستيم. 6. شهرها، شهرداري ها می باشند، که بجاي سرمايه گذاري ميلياردي روي صنعت حمل و نقل، نيازمند اعمال "مديريت کنترل حرکت حمعيت" شهر از طريق مجازي نمودن روند هاي انجام امور شهري هستند. اقدامي که فاصله جمعيت شب و روز شهر را به صورت قابل توجهي کاهش مي دهد و حرکت بين شهري جمعيت کلان شهرها را نيز کنترل مي کند. اين اقدام در سطح وسيعتري در سازمان برنامه و بودجه و مجلس شوراي اسلامي بايد صورت بگيرد، که منشاء تحول جدي در مفهوم کارو شغل در جامعه ايراني مي شود و آسايش گسترده مردم را بدنبال خواهد داشت. اقدامي که بتواند کار را از حالت "مکان محوري" و "مرکزيت داشتن" همه چيز در محيط اداره و کارخانه خارج کند و شهرهايي را طراحي کند که کارها بصورت "مرکزيت يافته مجازي" و "غير مرکزي شده در جهان واقعي" انجام گيرد. پانویسها (۱) Space of Flows (2) Castells (3) Vireal City Planning (4) Intuitive Perception (5) Information, Communication Technology (6) Information Society (7) Electronic Government (8) Virtual City (9) Virtual Reality (10) Dieberger & Frank (11) Knowledge Management (12) US Agenda for Action (13) The European White Paper Growth (14) The Japanese Reforms Toward the Intellectual Creative Society of the 21st Century (15) The Danish Information Society 2000 (16) Paul Virilio (17) Free-Floating Forms (18) http://www.brighton.co.uk/ (19 )Virtual Reality Modelling Language (20 ) www.planet9.com (21) Waddell and Borning (22) Graham and Aurigi (23) Budthimedhee (24) ePlanning: A Snapshot of the Literature on Using the World Wide Web in Urban Planning (25) http://www.centerdigitalgov.com/ (26) Synchronic Realities (27) Metaphoric (28) Space of Action (29) Norberg-Schulz (30) Visible Cities (31) Donath (32) Panoramic Images (33) Ikeuchi etal. (34) Fukuda etal. (35) Disneylandization (36) Wakabayashi (37) Van Veen etal. (38) Collaborative Virtual Design Studio (39) http://www.activeworlds.com (40) Active Worlds (41) Thorns (42) E. Government منابع بعلي، ف. (1382) جامعه، دولت و شهرنشيني: تفکر جامعه شناسي ابن خلدون، ترجمه علامرضا جمشيديها، تهران، انتشارات دانشگاه تهران. عاملي، س. ر (1382الف) دو جهاني شدن ها و آينده جهان، کتاب ماه علوم اجتماعي، شماره 69-70، خرداد و تير 1382، ص ص 15-28. عاملي، س. ر. (1382 ب) دو جهاني شدن ها و جامعه جهاني اضطراب، نامه علوم اجتماعي، جلد11، شماره 1، مهر 1382، ص ص 143-174. عاملي، س. ر. (1382ج) دو جهاني شدن ها و هويت هاي همزمان آينده، در کارگاه علمي آينده انديشي ... ارائه شده است که در وب سايت جامعه اطلاعاتي ايران قابل دسترسي است: http://iranwsis.org عاملي، س. ر. (1383) صنعت همزمان ارتباطات و دو فضائي شدن فرهنگ، ديدگاه، سال اول، شماره1و2، ص ص 1-24. Ameli, S. R. (2003) Glocal Space: Power and Powerlessness of Cultures Ameli, S. R. (2004) Dual Globalizations: Inter-religious Communication in the Real World and the Virtual World, in Islam im Dialog, Jahrgang 2, Nr. 7 Budthimedhee, K; Li, J. and George, R. V. (2002) ePlanning: A Snapshot of the Literature on Using the World Wide Web in Urban Planning, in Journal of Planning Literature,Vol. 17 (2), pp. 227-246 Castells, M. (1993) European Cities, the Informational Society and the Global Economy, pp. 475-488, in R. T. LeGates and F. Stout (2003) The City Reader, London, Routledge Dieberger, A. & Frank, A. U. (1998) A City Metaphor to Support Navigation in Complex Information Spaces, Information Technology Division, Emory University, Atlanta Donath, J. S. (2004) Inhabiting the virtual city, http://postcards.www.media.mit.edu/Thesis/IllustConv.frame.html Fukuda T.; Nagahama R.; Kaga A.; Sasada T. (2003) Collaboration Support System for City Plans or Community Designs Based on VR/CGTechnology, in International Journal of Architectural Computing, Vol. 1(4), pp. 461-469 Graham, S. and A. Aurigi (1997) ‘Virtual Cities, Social Polarization and the Crisis in Urban Public Space’, Journal of Urban Technology 4(1): 19–52 Gartman, D. (2000) Why Modern Architecture Emerged in Europe, not America: The New Class and the Aesthetics of Technocracy Giddens, A. (2001) Sociology: 4th Edition, Cambridge, Polity Press Ikeuchi K.; Sakauchi M.; Kawasaki H.; Sato I. (2004)Constructing Virtual Cities by Using Panoramic Images: Special Issue on Omni-Directional Research in Japan, in International Journal of Computer Vision, Vol. 58(3), pp. 237-247 Jenkins, L. (2002) Geography and Architecture, in space & culture vol. 5 (3), pp. 222-236 Leach, N. (1999) Virilio and Architecture, in Theory, Culture & Society, Vol. 16(5-6), pp. 71-84 Norberg-Schulz, C. (1976) Place, in M. Miles, T. Hall and L. Borden (2000) The City Cultures Reader, London, Routledge Thorns, D. C. (2002) The Transformation of Cities: Urban Theory and Urban Life, New York, Palgrave Van Veen, H. A. H. C., Distler, H. K Braun, S. J and Biilthogg, H. H. (1998) Navigating through a virtual city: Using virtual reality technology to study human action and perception, in Computer Review, Vol. 22(1), pp. 27-51 Waddell P.; Borning A. (2004)A Case Study in Digital Government: Developing and Applying Urbanism, a System for Simulating Urban Land Use, Transportation, and Environmental Impacts, in Social Science Computer Review, Vol. 22(1), pp. 27-51 Wakabayashi, M. (2002) Urban Space and Cyberspace: Urban Environment in the Age of Media and Information Technology, in International Journal of Japanese Sociology, Vol. 11(1), pp. 6-18 Copyright ©2004 Islamic Center for Distance Education . All Rights Reserved For this purpose, use our E-mail: info@icde.net
سردبیر وبلاگ ۲۱/۰۴/۱۳۸۵
سردبیر وبلاگ ۱۱/۰۴/۱۳۸۵
